در روایات و گزارش هایی که در چند تذکره انگشت شمار، به طور منظم و در متون عرفانی و تاریخی، به طور پراکنده در دست است می توان نشانه هایی از حضور زنان در تاریخ عرفان چهار سده نخستین اسلامی یافت. در این پژوهش به معرفی زنان عابد بصره در دو سده نخستین هجری که علم آنان منحصر به قرائت قرآن و حدیث بوده است، و سپس در سده های سوم و چهارم هجری حضور زنان عارفه خراسان که بی تردید موقعیت اجتماعی، سیاسی و علمی نیشابور از عوامل مهم حضور آنان در عرصه عرفان به شمار می آید پرداخته می شود. اکثر این زنان ریاضت را اساس ایمان می دانستند و اعتقاد داشتند که هر گاه نفس خویش را به وسیله ریاضت تزکیه کنند در عبادت آرامش خویش را می یابند. اهم زنان عارفه در این دوره می توان به شعوانه، رابعه، فاطمه نیشابوری و عایشه اشاره کرد. در دوره ای که رابعه عرفان را آغاز کرد خراسان مهد پرورش عرفان ایرانی گشت. و زنان خراسان بیش از همه نیشابوریان پای به این عرصه نهادند.